صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

243

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

و در صدد كشتن پيامبرشان برآمدند ؟ ! چيست كه يكباره به فكر بازگشت حرمت و قداست افتاده‌اند و اكنون شكستن ماه حرام را زشت و بدشگون مىپندارند ؟ بىگمان تبليغات مشركان بر پايهء بىشرمى و فرومايگى بود . پس از تبيين آيه ، پيامبر هر دو اسير را آزاد و خون بهاى كشته را به صاحبش پرداخت نمود . « 1 » ( 1 ) اين سرايا و غزوه‌ها پيش از واقعهء بدر رخ داد و در هيچ كدام از آنها گرفتن اموال و يا كشتن كسى اتفاق نيفتاد مگر بعد از آن چه كه مشركان به رهبرى « كرز پسر جابر فهرى » ، مرتكب گشتند . بنابراين شروع از جانب آنان بود كه پيش از زمان سريهء عبد اللّه ، به غارت اموال و چهارپايان مسلمانان مدينه دست درازى كردند و بارها كارهاى زشت و ناپسند را از خود نشان دادند . پس از ماجراى سريهء عبد اللّه پسر جحش - رضى اللّه عنه - ، دل مشركان لرزيد و خطر جدى را لمس نمودند ؛ و در آن چه كه بيم داشتند افتادند و دانستند كه مدينه در نهايت بيدارى و هشيارى ، منتظر فرصت است و تمام حركات بازرگانى آنان را زير نظر دارد و مسلمانان مىتوانند تا سيصد مايل پيشروى كنند و دشمن را از پاى درآورند و اسير نمايند و اموالشان را به تصرف خود درآورند و به سلامت و با دست پر به مدينه بازگردند . مشركان دريافتند كه بازرگانى آنان همواره در معرض خطر قرار دارد ؛ اما به جاى اين كه از گمراهى و جهالت و خودخواهى بيدار شوند و هم چون طايفهء جهينه و بنو ضمره - راه صلح و آشتى را دربرگيرند ؛ خشم و كينه را افزودند و صناديد و بزرگانشان ، بر سر تهديدهاى پيشين پا فشردند و تصميم گرفتند مسلمانان را در خانه‌هايشان به كشتن دهند . بىترديد اين رفتار كه نشان بىلياقتى و درماندگى است ؛ آنان را به برپايى جنگ بدر كشانيد . ( 2 ) خداوند دانا ، پس از سريهء عبد اللّه جحش ، جهاد را در ماه شعبان سال دوم ه . بر مسلمانان واجب نمود و فرمود : « وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا

--> ( 1 ) - تفصيل سرايا و غزوه‌ها از : زاد المعاد ، ابن هشام ، رحمة للعالمين گرفته شد . مصادر و مراجع ، در ترتيب غزوه‌ها و سرايا و تعداد افراد شركت‌كننده ، اختلاف دارند ؛ ما در اين كار تحقيق علامه ابن قيّم و منصور فورى را برگزيديم .